صبحانه، شیر و شکلات خوردم. هر بار شکر کمتری می زنم بهش و کلا دارم شکر را کم مصرف می کنم ببینم نکنه دکترها راست بگن!

البته این بجز کیک است! کیک تا خرتناقش شکر است! 

بعدها چند لقمه کره عسل هم خوردم.

خفتم

خواب عمیق و خوبی بود. دوازده و خرده ای، یک عالمه سوپ خوردم!

دو ساعت بعد، پلو مرغ درست کردم و ساعت سه پلومرغ خوردم!

بعدش، دیدم خییییییییییییلی دسر می چسبه! یک قاچ مفصل کیک سیب که دیروز تا مرز سوزوندن پیش بردم را خوردم!

الان، می گم خوبه یک مایعی درست کنم بدم پشتش! خب خفه شدم من!!!

نه؟