یکی دوستان از ایران دست به دامن شد که براش لاتاری ثبت نام کنم.
کامپیوتر شرکت مرحله آخر را خطا می داد برای خودم که اقدام می کردم. دیگه پا شدم اومدم از خونه انجام بدم، می بینم کون گشاد گذاشته روز آخر!
فرصتش تمام شده بود!
حالا معلوم نبود اسمش هم در بیاد منتهی،
آدم یاد موقعیت های خودش می افته که سوزونده، یکم زخمش تازه می شه...
زن همسایه از حموم اومده و دو برابر هرچی از خودش سابیده را داره پس می ماله به خودش باز! دختر جوونی است. آقاشون یک موتور داره. یحتمل دانشجو باشند هر دوتا هم...
بگذریم. بریم سر کارمون. فعلا.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۹ ساعت 22:43 توسط آرش
|