از دو سه ساعت قبل، در قرنطینه کامل کروناییم. خاک بر سر چین و چینی کنند! 

بارون ریزی داره میاد. از اون نامردهاست که فقط فکر می کنی کم است ولی کافیه پنج دقیقه توش راه بری که شورتت هم خیس بشه باهاش.

صبح رفتم دانشگاه. حس اینکه باید حبس باشم تو خونه اذیتم می کنه. کار مفیدی نکردم ولی خب. رفتم  دیگه. شاید تنها کار مفیدم این بود که یک آقا بزرگه ای را تو لینکدین با خاک و خرّه یکی کردم! موضوع این بود که یک بابایی بلوک ساخته بود، شاید هند یا پاکستان بود. نشون می داد که بلوکهاشو می برد بالای سرش و می کوبید کف زمین و نمی شکست. تو کارگاهش هم یک تکه بلوک پاره به چشمم نبومد. تبلیغی بود دیگه. بعد یک آقای خیلی استخون خرد کرده ای ذیلش نوشته بود که دلیل نشکستنش اینه که نمی دونم زمین یکم نرم است و جوری که می کوبه زمین از زاویه فلان است و بهمان. 

چرت می گفت. من سر ساختمان بوده ام می دونم بلوک زیر پای آدم با فشار استاتیکی خرد می شه و کافیه حواست نباشه و دو تا بلوک زیرپات بکشنه همچین با تمام وزنت میفتی رو کیر و خایه ات سر میلگرد بالایی تیرچه که کلا جهان راحت بشه از نسل و دودمانت! این حرفها که نیست! برای طرف نوشتم به نظر میاد شما کاملا به حیله ای که به کار برده اند آگاهی، ممکنه لطفا یکی دو تا بلوک را زمین بزنی با این حیله و فیلمشو بذاری؟!!

از صبح، کسی واکنشی بهم نداده است :))

کردن یک چیز است، چس چس کردن چیزی دیگه! ایراد گرفتن چیزی دیگه. 

والله

برم ببینم چه خاکی به سرم بکنم. شما هم حس می کنید خیلی سرعت ندارید در پیشرفت؟! خسته شده ام از خوندن راستش! دیگه دلم مقاله جدید نمی خواد! مقاومت می کنه بدنم!

مقاله ام را برای یک نشریه دیگه فرستاده اند، برم ببینم می گه کجاشو باید چطوری کنم.

آقا امروز کلی قارچ دیدم! بزرگ! هم رنگی و سمّی، هم یکدست و معمولی. البته جرات نکردم به هیچکدومشون دست بزنم! ولی اگه قارچ شناسی بلد بودم قطعا چندین کیلو قارچ می شد خودم جمع کنم!! عکس سمّی هاشو تو کانال گذاشتم. جالب بودند...

کسی اگه بلده سمی و غیرسمی اش  چطوره بگه یاد بگیرم.

 

راستی، چاقویی که سفت شده و باز و بسته نمی شه را باید چطوری روان کرد؟