بختیار، یکجایی به رفیقش میگه، اینکه شاه سراغ ما اومده نشون میده چقدر اوضاع خرابه!

حالا، یکی دوستان ما هم واسه یک کار تبلیغی حکومتی اومده سراغ من که عکستو با سر در دانشگاهت بده فلان جا چاپ کنیم، ذیلش مهملاتی را به خورد ملت بدیم یا شایدم قراره پز ما را بدن!

ما گرسنگان دور از وطن!

کار خیلی خرابه...

منم فهمیدم.

این توله سگ منتهی نمیگه خودش چه کاره هست تو این سیستم...

میدونم بالاست، یا اگه بخواد بالاش میکنند...

چه به ما، رعیت...

پروژه که داشتیم، تو شرکت ، همکارها با دانشگاه کانکت شدند، یک استادی را اوردن تو پروژه، یک دکتری مهمون شدند!

ما نکردیم

ما کونمونو انداختیم به شاخ گاو و،

از شما چه پنهون،

الان حال میکنیم، 

 با گاییده شدن!!!