هشت و نیم صبح، به وقت ما.

تصمیم گرفتم نرم دانشگاه صبح! خییییییلی سرد است! بلکه روز بیاد بالا گرمتر بشه بعد برم.

امروز می خوام برم اداره پست. باید گذرنامه و یک خروار مدارک دیگه را بفرستم که پاسپورت جدید برام صادر کنند. دارم کلمه می خونم که اگه یارو بلد نبود انگلیسی بگه، اقلا من بتونم دو کلام پرتغالی فرمایش کنم! می خوام بهش بگم یک سرویسی بهم بفروشه که مدارکم گم نشه. هی میاره که من بیمه می خوام کنم! بابا بیمه نمی خوام. می خوام گم نشه! بیمه لابد بعدش می خواد خسارت بده! خسارت به چه کارم میاد؟! 

(حالا الان باز می گن غر زد)

آقا، خانوم، شماها گویا باید هر از چندی، سالی ماهی، به دکتر زنان مراجعه بفرمایید برای چکاپ!

سرطانهای مختلف سینه و رحم و الخ گویا در مراحل اولیه اگه تشخیص داده بشه عین سرماخوردگی، یکم سخت تر، خوب می شه. ولی پیش که می ره دیگه خیلی دشوار می شه ها.

حالا چرا گفتم؟ یک دوستی داریم نزدیک به چهل سالشه، می فرماد که به دوست پسرم ندادم که بکنه. می گم خب. می گه ولی انگشت می کرد!

تصورش این بود که بکارتش شش هفت سانت داخل باشه!

نه عزیزان من. شما یک ساختمان بسازی در حفاظتی اش را می ذاری درش، یا می ری می ذاری تهش؟! خدا هم دم در از این علمک ها گذاشته که بالا پایین می شه. حالا این دوستمون که لابد حلقوی و نمی دونم ارتجاعی و الخ بوده منتهی حداقلش اینه که هم داده هم حالشو نبرده است! 

یک سر برید دکتر. مطب هم برید که خلوت تر باشه. قشنگ لنگ را بدید بالا، سعی هم نکنید سر دکتر کلاه بذارید اونها هم می دونند هم اینقدر دیده اند که براشون قایم کردن و دروغ گفتن عیب و عار است. اصلا اینکه خر فرضشون کنی عیب است! قشنگ بگید چه کرده اید، سوالاتتونو هم بپرسید، جاهل از دنیا نرید! دیگه دانستن نوع بکارتتون یک چیزی است یکم خصوصی تر از شماره موبایلتون! باید بدونید! اینکه اصلا هست، نیست، سالمه، خراش داره، میدونید؟ بدنتونه. ویزیت متخصص الان چند تومنه؟ بعیده به یک کیلو مرغ برسه. برید تا گرونتر نشده چک کنید همه جاهاتونو. انشاالله که سلامت باشید.

ضمنا، این بحث بکارت هم عین بحث حجاب، زمانی ور می افته که خودتون بخواهید. شما بانوان اگه یک روز نیت کنید همه حجاب از سر بردارید، عمرا کسی حریفتون بشه! همینطور هم هست اگه یکروز تصمیم بگیرید انگشت وسطی را با آب دهانتون خیس، و تا فیها خالدون خودتون فرو کنید که کلا از یک تاریخی ، هیچ مادینه باکره ای تو مملکت نباشه! بعد من ببینم این نرهای نکبت دیگه زن نمی گیرند؟!

بندازید قیدها را از گردن خودتون. منتظرید ترامپ یوغ بکارتتونو هم برداره؟

دیشب دیدم یک طلبه لوچی از اوقاف یقه جر می داد که نمی شه ما طلبه ها فقط وارث علم (!!) پیغمبر باشیم، پیغمبر میلیاردر بود ما باید پولدار باشیم!

یعنی قشنگ رسیده به جایی که رو بازی میکنند دیگه. خسته شدند از اینکه قایم کنند، می خوان راحت باشند طبقه حاکمه!

علی قول طرف، یک سوم ایران گویا موقوفه است. یعنی که باید درآمدش بره به حوزه ها و برسه به طلّاب!

ای خاک بر سر جهل ما آدمها که داریم از پاکستان هم جلو می زنیم حتی...

(این غر بود قبول دارم)