مرغ خریدم ظهر،

شب برم یک سوپ سینه بذارم جینگرم حال بیاد یکم.

کیلویی 4 یورو، 

مارکوز ماشینشو امروز با صد تا دویست یورو زیر قیمت، فروخت هزااااار یورو. غمگین بود، و خوشحال که آزاد شده.

یک تغار یک چیزی داد بهم، شبیه به کیک! میوه بود و انگار سفیده تخم مرغ! نخوردم! گذاشتم یخچال تا بعد...

اگه ترازوشو نبره و بتونم آرد وزن کنم، بعد رفتنش بازم چندمرتبه نون پختن را تست میکنم.