با یک خانوم که ادبیات فارسی درس می داد تو لینکدین آشنا شدم. نوشته بود ساکن لس آنجلس است. کاشف به عمل اومد که تهران تو کرونا گیر کرده است!

یکم که نوشتم و نوشت، می بینم بجای کلمه را، می نویسه ر و روش ضمه می ذاره. ازش پرسیدم که این رسم الخط از کی مد شده است؟ حدادظالم از خودش در کرد اینم؟

جواب نداده است.

یک شعر محل اختلاف بود ازش سوال کردم، فکر و ایده ای از خودش نداشت منتهی پشتکارش خوب بود خدایی. رفته بود کلی کتاب ورق زده بود و با مدرک و محکمات یک نظری داده بود منتهی، مخالف نظر من! 

و خب به طبع شما می دونید که من چی فکر می کنم، ولو که خود سعدی از گور پا بشه و بگه من اون کلام را گفتم، بهش ثابت میکنم اشتباه کرده ای و باید این یکی را می گفته ای برادر من!

خدا رحمتش کناد.

سعدی را می گم.

ساعت نه صبح شده است. نرفتم مدرسه. تصور سرمای اون اتاق خوشایندم نبود اصلا. پاشم صبحانه بخورم و بعدا برم یکم خرید بکنم و شاید بعد از ظهر برم.