پامال
حقیقتا مرگ دانشمند موشکی هسته ای اینقدر برای خانواده سنگین بوده که از حد فهم صدا و سیما زده بالا.
بابا بذارید این طفلکان عزادارند حواس درست حسابی الان دارند که شما زارت و زارت مصاحبه می گیرید ازشون؟ عروسیه؟
پسره بنده خدا می گه از فاصله چهارمتری با گلوله کالیبر بزرگ شلیک کرده اند،
تمام وقت هم مادرم چسبیده به پدرم بوده،
هیچ کس هم در صحنه قتل مشاهده نشده!!!
خب یابو علفی!!
الان داری میگی مادر محترمت کوره؟! بیا و بچه بزرگ کن! خودت کوری. ایشون از قضا خیلی هم چشمهای خوبی داشت، گلوله هایی را که از ایننننور و اونننننورش رد میشد میدید. خودت گفتی گفته از اینور و اونورم گلوله رد میشد!
...
آدم چی بهت بگه!
کذذذذذاب!
بی ابرو!
همین تو خون شهید را پامال میکنی! ربطی نداره نسبتت باهاش چی بوده! توی کذذذذاب خرابش کردی.
بعدشم تو، یابو!
..
با تو ام که به این سرعت رفته ای سراغ داغ دیده و ازش مصاحبه می گیری ها!
یا عین مادرشون که الان همه می گن این سالم بود، چرا الان ادعا می کنه ترکش خورده بهش؟!!
خب من می فهمم. داغ بوده طرف اون موقع، از بس که صدا و سیما خودشو زود رسونده سر صحنه، نذاشته خبر جابیفته بعد منتشر کنه، هول کرده! انگار حلوا خیرات می کرده! بابا صبر کن! برس، بخیس، بعد اظهار نظر کن که متین باشه حرفت!
عه.
آبرو، یک وقتی ریخته میشه، که دیگه مجالی برای جمع کردنش نداشته باشی...
مکر خداست.