:))

به قرآن آفتاب است، با ابر سیاه :))

کیووووووونی آسمان !

 

دیشب رناتو گفت امروز مهمون داره. یحتمل دو تا برزیلی نره غول میاره، طی پنج ساعت، هرچی داره را می پزه دور هم می خورند و چنان با فریاد و انرژی بالا با هم حرف می زنند که دلت می خواد در اتاقتو باز کنی بگی برادر، این همینجاست! یک متر، نه دو متر اون سو تر از ماست! می شنوه! یواش!!!

کشورشون چیزی حدود پنج برابر کشور ما گسترده است و شاید بخاطر همین باشه که به داد و قال عادت  دارند! باید زیاد داد بزنند که صداشون برسه تا مسافتهای دور!

اینجا، هر بار از در خونه هایی که سگ دارند رد می شم، بخصوص یکیشون، سگه بدجور سر و صدا می کنه و من هربار از خودم می پرسم این صدا را از کجاش در میکنه اینقدر دسی بل بلند است لامصّب! چرا من صدام در نمیاد؟!

البته می دونم ها. صدای من یکمش بخاطر بی پولی است یکمش  اعتماد به نفس اندک! 

باور کنید! آدمی که این دوتاش عقبه داشته باشه، صداشو هم ول می کنه، خودش را هم، خنده هاشو هم، افکارش را هم...

درست می شه ولی، ان شا الله!