بدبده
حمید مصدق می گه،
تو مثل بدبده خوبی!
ازین حرفها.
خواستم از دوستمون که این شعر را بخاطر پرستوی توش، تپونده بود توی پروفایلش بپرسم که بدبده چیه،
گفتم بذار برم سرچ کنم خودم، اون چه می دونه!
آقا از دیروز می خوام عکس این گلدون مارقوز را سرچ کنم ببینم اسم گلش چیه و چه دردشه، یادم نمیاد چطوری باید یک گل را بارگذاری می کردیم که سرچ بشه. بلدید؟ مثلا عکس عشقتونو بدید گوگل که خودش یا مشابه هاشو پیدا کنه براتون، حالا اگه این خر بازی در می کنه نمی گیرتتون یا نمی ده دستتو، برید با مشابهش برید پیش! عمر که منتظر نمی شه عزیزان دل!
می شه؟
عمرا.
بیلاخ می ده و می گذره.
طفلک دیروز با شراره دو خط چت کردم، سرطان روده داره. می گفت درد دارم ولی میگذره. گفتم آره خب.
این شراره از خسرالدنیا و الآخره ها بود طفلک! رفته بود ترکیه با روسری هنوزم! بابا بکّن بذار آفتاب بخوره! الانم که روده اش این. دیگه اون آدم که بود نمی شه...
هال خیلی سرد است. کلا این دو روز تو اتاقم بودم از سرما. دیدم دیگه اگه ادامه بدم خواهم دیوانه شدن! رب دوشامبرمو پوشیدم، نشستم تو هال سر یک قوه و کیک ناقابل. می دونید چیه، باید دست از یک خودخواهی هایی برداره آدم. صبح یک کلیپ نگاه می کردم راجع به آنالیز چندمتغیره. به این نتیجه رسیدم که تا قبلش داشتم با ذهنیت خودم و تعریف خودم برای این موضوع چهارچوب و خط مشی تعیین می کرده ام، بعد الان می بینم که نه بابا. نه رفیق! شل کن! وا بده! قبول کن که تو همه چیز را نمی دونی و باید آنچه که بقیه بسط و توسعه داده اند را اول بیاموزی، بعدش اگه تونستی یک قدم بری پیش. اینجوری رو هوا نمی شه.
بدی ماجرا اینه که خانومه ده تا ویدئو پر کرده هر کدوم نیم ساعت اینقدر هم شل و بی حال حرف می زنه که دلم می خواد خرخره اش را بجوم! زبیده هم همینطوره! هربار صداشو می شنوم انگار یکی باید این بشر را هل بده! بابا داد بزن! مهاجم باش یکم! انرژی! الو!! می شنوی زبیده؟!!
رفتارتون جوری باشه که همه بگن، "دختر است دیگر" !!
اونوقت می شه چیزی که باید بشه.
باید اعتراف کنم که خودمم خیلی محافظه کار شده ام. صدام در نمیاد. با دو سال قبل که تازه اومدم خودمو قیاس می کنم، خیلی انرژی ام بیشتر بود. تمام اینها هم ناشی از بی پولی است. اگه درآمد داشتم قطعا صدام هم بی هوا تر در میومد اما، مرده شور فقر را ببره که اینجور مچاله ام کرده است.
درست می شه منتهی. یقین دارم.