رناتو مسخره ام کرد.

گفت تو هیچوقت از بیرون غذا سفارش نداده ای!

گاو!

خودش دو پرس غذا سفارش داده بود الان، ده یورو.

گفت دیر بیدار شدم نرسیدم برم خرید، و فقط برنج دارم و تخم مرغ.

بعد، من فکر کردم که خب همه چیز که داره!!! مگه من هربار برم خرید بجز اینها، چی میخرم دیگه؟ آرد و شیر و روغن، شاید. 

میفهممش ها. اون انواااااع بسته بندی هایی که من نمیدونم چی توشونه را میخره، خلط میکنه...

یادمه مارقوز روزی یک کف دست گوشت میخورد. رد خور نداشت. می انداخت تو ماهی تابه بی روغن، پشت و روشو میپخت و میزد بر بدن. اینم هر سری که مرغ بخره حدود سه کیلو میخره، دو وعده میخوره!

من یک کیلویی میخرم، برای کلی وعده میشه.