همه همینطورند، وقتی چیزی تو خونه نیست، دقیقا همون نیاز می شه!

گوشت چرخ کرده ندارم. عمدا دیروز نخریدم که از یک فروشگاه دیگه ای بخرم. نمی دونم چرا البته.

امروز، هیییییییچ ایده ای برای ناهار به ذهنم نرسید. یک قوطی ذرت خوردم! الانم درگیره ذهنم!!

مرغ هست، حبوبات هم. اصلا یادم نمیاد قبلا چی می خوردم پس! نون هم ندارم. البته الان تو فر گذاشته ام که بپزه. منتهی،

خیلی عجیب است که اینقدر این قانون تکرار می شه.

واقعا اونها که ندارند و امیدی هم به تهیه اش ندارند چه زندگی سختی می کنند. بهتره بگم چه سخت زنده اند!! کاش می شد کاری کرد...

فردا عصر نوبت دارم برای دندونم، اگه بازم سنگ از آسمون نیاد. 

عطر کیک تو اتاقم هواست. کیک هفته قبلم خوب نبود. حال نداد. این ولی انگار خوب پف کرده است. البته یکم به نظر میاد خمیر بر داشته ام.

گشنمه! لبّ کلام.

سوسیس خریدم دیروز. پاشم با یک دنیا سیب زمینی، بندری درست کنم، نونم هم که آماده بشه بلکه سد جوع کنم تا بعدها.

خدایا به ما وسعت رزق بده، ان شا الله!