این پسره که دیروز دندونمو درست میکرد یک ابروهای مرتبی داشت!! اگه ریشش از زیر گلوش پیدا نبود، فکر میکردم دختره!

اینقدر هم همه ملت تو فیگور و حاشیه ماهرند عوض اصل کار، که اینم دهن منو اندازه یک غار باز کرده بود، میگفت نبند، بعد ازم اصول الدین میپرسید که مثلا حوصله ام سر نره!!! الاغ! نمیدید این کتونهای جذب بزاق از زیر زبونم افتاده در حلقم، نمیفهمید یا عوضشون کنه یا بذاره سر جاش اقلا!!!

بعد، جالبه که معتقد بود بچه های دبیرستانی کشورش خیلی احمق اند!!!!

😄