زمان زر زدن، همه فک ها شل است اما دریغ از دوزار به درد خوردن.

یک مسلمون پیدا نمیکنم بره در خونه ام!!

عجیبه ها! اینننننهمه ملت گرفتارند؟؟؟!

بابام که بیمارستان بود، چند روز اخوی از ابادی اومد بجا من پیشش...

منتهی اینقدر مشغله داشت که نصفشو انجام میداد بعد میومد!

نتیجه این میشد که مثلا ده صبح میرسید. جای پارک نبود، میییییییرفت ته خیابون پارک میکرد.

یکروز، ماشینشو زدند.

حدود نهصدهزارتومن ...

بعد کل چیزی که این صرفه جویی میکرد با دیر اومدنش ، صد تومن هم نمیشد!