یاوه
فرموده اند که هرکسی مجازه هر نظری داره بده و ما مجبور نیستیم نظر همه را بشنویم یا قبول کنیم و از این دست یاوه ها.
بعد هم مثال زده اند که اینجا من در مورد هر چیزی و هر کسی نظر می دم منتهی،
برادر من! هرکسی مجاز است تو دفترچه یادداشت خودش، هر نظری و هر فکر و قضاوتی که می خواد را بنویسه. حرفی نیست. فرمایش شما متین است. انتقاد من به اون ممیزی و اون فیلترهایی هست که قادر نیستند قبل از اینکه تریبون های عمومی مثل صدا و سیما را در اختیار کسی بذارند، اندیشه اش را درست غربال کنند.
شما ارزش هر دقیقه و هر ثانیه برنامه های تلویزیون را می دونی چقدر است. اونقدر زیاده که خیلی ها قادر نیستند تبلیغ تجارتشونو به صدا و سیما بسپارند. بعد یک آقایی به نام علیمردانی میاد می شینه و مدتها، شعر اتل متل توتوله را نقد و بررسی می کنه!
من نمی گم الان در اینهمه بحران مملکت چرا همچین مزخرفاتی تولید می شه. عیب نداره. بشه، منتهی یک کانال هم نشون من بدید که اندازه ای که این آقا لوده بازی در می کنه، شاهنامه بخونه! سعدی بخونه! حافظ بخونه. نظامی گنجوی را شرح بده. بحث اینه که از اصالت ها خالی شده ایم و رسیده ایم به دلقک ها. چرا کلیله و دمنه را دیگه کسی از روش هم نمی تونه بخونه؟! خود شما بلدی یک صفحه اش را باز کنی از روش بخونی فقط؟ می دونی اگه همون کلیله و دمنه اندازه این مسخره بازی ها جا داشت تو تلویزیون، حتی بچه دبستانی هم می فهمید سر تا پای سیاست ندارهای امروزی ما کون نشورهایی هستند که هیچ نه سواد سیاسی دارند نه علقه و علاقه ای به مملکت! به ظریف خاک بر سر می گن چند درصد از دریای خزر مال ماست؟ می گه نمی شه که پنجاه درصد باشه وگرنه باید عین کله قند تو دل دریا پیش بریم که بشه پنجاه درصد!
------------------
یاوه اون چیز شرایی هست که تو میگی باسنی
تازه الان دیدم اینو
میمون
---------------
:))
من هی همه چیز را هم با هم قاطی می گم منتهی، شما اگه عناد و اصرار بر نفهمیدن نداری، لطفا بفهم که دارم می گم از اصالت و غنا خالی و به شامپانزه گری شهره شده ایم! نمونه اش اینکه شجریان را سالها تو تلویزیون نمی دیدی ولی خیلی های دیگه قرارداد داشتند و عرعر کردند و می کنند هنوز هم.