چهار و نیم عصر، به وقت ما.

هوا روشن است. بارون در حال باریدن. سرررررررررد، بخصوص وقتی دو دقیقه ساکن بشی یک جا و خدای نکرده بخوای کاری بکنی. همه ابر و باد و مه و خورشید جمع می شن متحد، که نذارند. سرما هم جزو عواملشونه البت.

این ممد باقره خاک بر سر را پوتین سنگ رو یخ کرده است منتهی حالا از فردا که برگشت کون همه می ذاره از این فخر که رفته روسیه. من مونده ام مگه این مملکت اداره و سازمان نداره. خدایی اینهمه کارمند را برای چی حقوق می دن؟ خب بیرون کنند، سبک قاجار کار کنند معلوم باشه تکلیف چیه دیگه. وزیرخارجه ده روز قبل روسیه بوده، می مرد یک نامه را هم ببره؟ نکنه جاسوس است و غیر قابل اعتماد؟! همینه کسی پشمی به کلاهمون نمی بینه خب. اونقدر هم بی شخصیت هست که عمرا حتی اعتراض کنه! یک دم و دستگاه به چه بزرگی راه انداخته خرج برای مملکت، موقع کار هم باید یکی دیگه را بفرستند چاپار! بعد مگه این روسیه حرومزاده سفیر نداره تو مملکت که شما آدم می فرستید روسیه؟! وجود سفیر برای چیه پس؟ پوتین چند بار اومده ایران که شما زارت و زارت همه اش تو اون سرما عین سگ پا سوخته پشت درش می ایستید؟ تازه می گن از ترس کرونا دیدار نکرده است. بگو حرومزاده روس، شما اگه واکسنت کار می کنه اول از همه بزن به شخص اول مملکتت که نگران سلامتش نباشی. استدلالهای حضرت آقا که فقط برای آمریکا صادق نیست باباجان. یکی بپرسه چرا واکسنی که قراره به ایرانی زده بشه، گفته شده که خون افراد هم پای خودشونه حتی رضایت نامه هم نمی گیریم اگه خواستید بزنید، چرا از این واکسن که خدا تومن پولشو هم داده ایم، خودشون چرا نزده اند؟!