گربه همسایه چه بزرگ شده!

نوجوون شده!

یک ذررررره بودا! ماشاالله قد کشیده!

نشسته لب پنجره طبقه سوم. عرض نشیمنش فقط چهارسانت ضخامت آلومینیوم پروفیل پنجره است. تمام وقت نگاهش به آسمونه! فکر کنم آرزوی پرواز تو سر داره! یا شاید مرغ دریایی هوس فرموده...

آدم، اشرف مخلوقات، عمرا بتونه همین توانایی ساده یک گربه را داشته باشه! به سخنرانی های آخوند حیدری از حوزه قم که گوش می کنم، یک حرفهایی هم تو این موردها داره. نمیدونم این بود یا مشیری. شک کردم. می گفت این توهمات چیه که همه آسمان و زمین و موجوات برای خاطر انسان خلق شده، یکیو بکشه و یکیو سوار بشه و یکیو اخته کنه و ...؟

کی گفته؟!

فکر کنم مشیری بود. چون اینجا که می رسید باید می گفت گه خورده! ولی یحتمل تو کتاب مسلمونها همچین هدایای بی کش و پیمونی به انسان تقدیم شده باشه! با این حساب حیدری نمی تونست اینو بگه.

حیدری می گه قرانی که دست ماست یک سوم چیزی است که بوده و دو سومش نیست! من که سرم نمی شه اون با همون زبان حوزوی ها می گفت، نشنیدم هم کسی جوابشو بده. چیز دیگه ای که قشنگ می گفت، می گفت عقل یکی از منابع استخراج احکام است منتهی اینها میرن چیزهایی را گاهی در میارن که به عقل سازگار نیست، بعد که می گی خب پس عقل چی می گه، می گن ما نمی فهمیم!! بعدها عقل هم تاییدش می کنه!!

خیلی ساده است ها. فقط من نمی دونم چرا ما پا منبری ها اینقدر خریم! بحث مخالفت و عناد نیست از قضا! بحث یک مسلمان بودن است، چیزی که وهن اسلام نباشه! گیچ نباشه! خر نباشه! بی کله و بی عقل نباشه! همون مسلمونی ای که می گن، همون را باشه! منتهی، هیهات.

چه دور است از ما انسانیت، و عقل، و کرامت، و شعور، و شجاعت، و شانس حتی!

یادش بخیر، یک شهین بود محله ما، بهش می گفتند شهین چوقی! طفلک خیلی لاغر بود!

نمی دونم چرا یادش افتادم الان. خدا بهش سلامتی بده.

شهین چوقی!

طفلک.

با مامانم حرف می زدم گفت فلانکی مرد. بخاطر کرونا و ... مراسم برگزار نمی شه فقط اطلاعیه اش را به دیوار دیده بوده اند. گفتم مراسم که برگزار نمی شه که چه بهتر، حالا اگه مردم براشون عقده نشه و بعد از کرونا تشریفاتشو صد برابر نکنند که تلافی در بیاد منتهی، کاش همین کاغذ را هم به دیوار نمی زدند. فکر کن باید صد تا دویست تا اعلامیه سفارش بدی، بعد راه بیفتی در ودیوار شهر را فرش کنی که چیه، ننه ام مرد! بابام مرد! کاغذ A3 چاپ رنگی هم باید باشه، حاوی شعر و شاعری و فک و فامیل و بستگان و برنامه زمان بندی مسجد و سر مزار و ...

مادرم می گه خب نمی شه که کاغذشو نزنند دیگه. گفتم چرا، می شه! کسی ممکن بود بره خونه طرف بهش سر بزنه که اگه مطلع نشه می ره و پشت در می مونه؟ عمرا! وقتی سال تا سال کسی حالشو نه می پرسیده و نه ازین پس می پرسه، وقتی تنهایی استخونهاشو خرد می کنه قبل اینکه تو قبر گذاشته بشه، چه اهمیت داره که کسی بدونه فلانکی زنده است یا مرده؟ حتی می خوام بگم از سیر و گشنه اش هم خبر نداریم! با این وضع فجیع، کی خبر داره؟! واقعا شده از فامیل و همسایه خبر داشته باشید که سیر است یا گشنه؟! و گیرم گشنه، چند روز می تونید سیرش کنید؟ تا کی؟