خاک تو سسسسسسسر این رناتو! در اتاقشو باز می ذاره تا بره دستشویی و برگرده، بوی نفرتش چشم آدمو تو هال می سوزونه!
آدم هم اینقدر گند می شه؟!!
تو هر وعده غذاش اقلا نیم کیلو سیر می تپونه! از بوی گندش نمی شه به دهن برد لامصّب!
چربی اش هم که چربی خوک! اینو حالا نمی دونم چرب تره یا سبکتر، سرم نمی شه!
کلم بروکلی هر مرتبه دو تا کلم درسته مصرف داره! بخار پز، قاطی با بقیه!
بگذریم.
چه کنیم ای وی. با درسمان چه کنیم؟!
از اولش هم از خانوممون پرسیدم که ما امیدوار به کشف چه چیزی هستیم که بقیه طی چهل سال گذشته نتونسته اند کشف کنند؟
نمی دونم. همین سوالاتم باعث شد تمام مدتی که اون دانشجوی فوق لیسانس رو همین داده های ما کار می کرد، یکبار هم ما را به هم معرفی نکنه :))
ترسید منفی گویی ام اونو هم رم بده!
گاهی وانمود می کنه که ای وای یادم رفت معرفیتون کنم منتهی، من که می فهمم عمدا نمی کنه :))
خب، خدایی می فهممش. ولی، چه کنم دیگه.