عدم حاضر جوابی!
یازده صبح، صاحب خونه خواب مال بود کاملا. بهش که گفتم بیاد، گفت یک شهر دیگه است و نمی دونه پلیس اجازه تردد می ده یا نه و ...
زر می زد.
البته مسافرت بین شهری ممنوع است یک مدتی است.
بهرحال، ساعت دو دیدم اومد! با چتری در دست. یک تلویزیون هم زیر بغل. منتهی بسیار برافروخته بود انگار. گفت خیلی تعجب می کنه که ما چهارتا مهندس اینجاییم و نفهمیدیم که مشکل از رگلاتور است. بهش گفتم مهندس گاز که نیستیم. بعدشم حتی یک آچار ساده نداشتیم، در حدی که می شد بدون آچار تست کرد هم تک تکمون تست کردیم.
اون تکه آچار نداشتن را چسبید که فلانی داشت و فلانی داشت و الخ.
از خودم راضی نیستم راستش! بجای اینهمه، باید بهش می گفتم چرا به فکر تو نرسید؟! خدایی چهار روز ما آب گرم نداشتیم و این بزمجه به طمع اینکه آبگرمکن مشکل داره و میان درست می کنند به مفت، حتی نیومد ببینه! پیامهای اخیر منو هم دیگه جواب نمی داد که می نوشتم دوش گرفتن با آب سرد ممکن نیست یا زنگش بزن و پی گیر باش.
نموندم پیششون. رفتم اتاقم و بعد یکم خوابیدم تا رفت! بزغاله!
اینها، هیچکدوم مانع از این نیست که حرفشو در بخشی که بجا و وارد بود نشنیده بگیرم ها. من خودمم صاحب خونه ام و اصولا دیدم به خونه و نگه داشتنش فرق داره با این بچه ها ولی،
گفتم خونه. زلزله سی سخت گویا شده قوز بالا قوز! می گفت هیچی نفرستاده اند برای کمک! گویا یک تعداد چادر که باید بهشون می رسیده هم وسط راه غیب شده باشه! حالا انشاالله که توقف برای پنچری بوده باشه و برسه. زمان شاه زلزله یا سیلی رخ می ده و مرحوم هویدا شخصا می ره تو محل. خبرنگار ازش پرسید تا کی اینجایی. گفت تا یکم اوضاع رو به راه بشه! حالا از این خدومان اگه بپرسی، عین ماجرای خوزستان، هر کدوم می گن حوزه مسوولیت اون یکی دیگه است. حق هم دارند. توانی ندارند. پولی ندارند. چیو خرج کنند؟ یادمه همسایه ام شده بود رییس اداره راه سمیرم. می گفت لاستیک که باید بخرم برای ماشین سنگین که تو زمستون بره جاده را از برف پاک کنه ندارم. می گفت روال اینه که بریم از بازار قرض بخریم، به چند برابر قیمت. نه که کلاه سرشون بذارند ها. می گفت بازاریه می دونه سه سال دیگه مثلا ما بهش پول میدیم، برآورد می کنه که اون موقع که پول می دیم لاستیک قیمتش چنده، همونو می ده بهمون. همه می دونیم و خب، منصفانه هم هست!
ما اگه یک شانس داشتیم، ترامپ بود که اونم اون شد اوضاعش! این پیرمرد کره اهل بخیه است. می بنده باهاشون. در واقع، عین اوباما، طرف اونهاست نه ماها. و این گردونه پایدار مونده ...