قرمه سبزی
امروز تا ناهارمو (پلو مرغ شب مونده) گذاشته بودم تو فر که گرم بشه، یک کیک هم درست کردم.
اواسط کار، بوی خیلی خوبی از فر میومد و آخر کار که درشو باز کردم که مرغ را بردارم و کیک را بذارم، بوی قرمه سبزی اومد.
خیلی تعجب کردم که این چرا بوی قرمه سبزی می داد.
سر میز، وقتی روکش روی مرغ را رد کردم، دیدم آبشو کشیده و تهش سوخته است و اون بوی آشنا، بوی سوختن مواد غذایی بوده است! هم چنان که تو قرمه سبزی چند مرحله اون سبزی ننه مرده را تفت می دن و سرخ می کنند تا بالاخره بوش در بیاد!
بعد یادم افتاد تو یکی از مراسم مرحوم بابام پلوقرمه سبزی سفارش دادم به آشپز. روزش کلی سبزی خریدیم و پاک کردیم و شستیم و یک مکافاتی، یادم نیست خرد هم کردیم یا خودش خرد کن داشت منتهی، ته شب که رفتیم دیگها را گرفتیم و سفره انداختیم متوجه شدم که آشپز بادزده سبزی ها را سوزونده بود!
سیاه سیاه!
چقدر ناراحت شدم اون شب جلو مهمونها...