هفت و ربع شب، به وقت ما
گشنمه
این رناتوی کس خل دو ساعت پیش رفت کنجاله خیس کنه، هنوز دستش بنده. خدا رحم کرد مارقوز رفت وگرنه کلا نوبت من نمی شد تو آشپزخونه.
نمیدونم چی درست کنم. شاید کباب دیگی بپزم. شاید کتلت، شاید ماکارونی. منتهی، تمام اینها مشروط به اینه که این کسمغز تمام کنه کارشو بیاد بیرون خب!
+ نوشته شده در یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۹ ساعت 22:46 توسط آرش
|