از بوق سگ می رم دانشگاه،

وقتایی که بشه ناهارمو هم می برم که نخوام برگردم.

بعد، خب می بره آدم!

امروز حوالی پنج عصر بلند شدم دیگه.

سر راه رفتم رب گوجه و روغن خریدم،

بعدش یک جایی ایستادم کاپشن و بلوزمو کندم! یکی را گرفتم دستم، یکی را تپوندم تو کوله ام!

اتفاقی نیفتاد!! آدم اذیت نبود از سرما.

از گرما هم اذیت نبود آخه!

تو روشنایی روز، بین مردمان یکم راه رفتم. پشت  چراغ باهاشون ایستادم و از یک مغازه سوپر گوشت، تخم مرغ خریدم. سایز بزرگ، دوازده تاش یک و چهاردهم یورو.

شنیدید تو فارسی می گن یک دوجین؟

به گروه دوازده تایی می گن دوجین. 

حالا اگه بهتون بگم اینها به عدد دوازده، چی می گن، شاختون بود بود می کنه!

دوزه! تلفظ عدد دوازده، دوزه هست. عین دزده. بدون دال آخر. یارو می گه دوزه آووش، یعنی دوازده تا تخم مرغ!

doze ovos

فکر کنم اینجور بنویسند. خودتون تو گوگل ترانسلیت درستشو پیدا کنید.

مرگ نداره. با من...

خسسستمه. نزدیک خونه پرتغال خریدم، پنج تاش حدود شصت پنس شد. رسیدم خونه لپ تابمو روشن کردم بلکه یک کاری را به انجام برسونم.

نزدیک چند ماه است روی یک موضوع کار می کنم الان ازم بپرسند خب، چی عایدت شد، هیچ روال و منطقی تو داده ها نبود! هیچی نمی تونم بگم!! مطلقا هیچ!