شنیدم که در زمان شوروی سابق، یک فرمتی از خفه کردن نویسنده ها و منتقدان وجود داشته، بهش میگفته اند محاصره توسط گله گرگها.

اولش فکر کردم طرفو میدادند گرگ بخوره، بعد فهمیدم نه، مکانیزم این بوده که بطور نامحسوس، مشکلات عدیده ای تو زندگی شخصی طرف ایجاد میکرده اند. مثلا پرستو بفرستند باهاش، بدون حتی شنود و تفنگ و الخ، منتهی طرف را اینقدر اذیت کنه که باباش در بیاد! یا قرض و قوله ای، بیماری ای، دعوای محلی ای، دادگاه و پاسگاهی، همسایه ناجوری بالاخره هرآنچه که باعث بشه طرف اونقدر مشغول بشه، که دیگه نرسه فضولی کنه!

وضع این روزهای منم، اینه!!