از گوشه کنار حرفها و مصاحبه ها، گاهی چیزهایی ادم میشنوه که نتیجه میگیره برخی شخصیتهایی که خیلی محترم انگاشته میشن تو تاریخ، یک جورایی خیلی هم شاید علیه السلام نبوده اند و اگه فضای نقد و بررسی ای بود، چه بسا وارونه میشد سیمای حضرات.
یادم نمیره معلم تاریخمون، حمزه علی پاشنامه، زمانی راجع به شیخ فضل الله نوری حرف میزد، میگفت روز اعدامش پسرش هم اومد تماشا و دست میزد!
روز اعدام باباش.
پاشنامه به مسخرگی فرزند نقل میکرد ولی چه بسا، فرزند هم دلیلی بر کارش میداشته. حالا شما فرض کن یا از ترس جونش بوده، یا با باباش اختلاف نظر داشته. هیچوقت سخنان فرزند و منش و روشش نقل نشده.
همینطور شما بگیذ بذو تا سلمان فارسی که از تمدنی بهرحال گریخته، یا هجرت کرده، و با عرب نا متمدن اون زمان دمخور شده بوده. حالا بماند بعد از اسلامش، میترسیم بپرسیم اونو، ولی قبلش، چرا باید کسی این حرکت را تو زندگی شخصی اش کرده باشه؟!
گویا ساخت فیلم زندگی نامه اش شروع شده باشه، در دوران گرسنگی خلق...