گاهی، طول میکشه تا نسبت به یک چیزی که میخونم یا حتی سالها پیش خونده ام، حسی پیدا کنم. درکش کنم...

منتهی، بعد که درک میکنم، ایننننننقدر حال میده، از شش شب جماع هم بهتر!

یک دوستی داشتم، این سالها عکس هم که میداد حتی، با روسری میداد. محججججججب!

بعد از خیلی سال رفاقت در چهارچوب ایشون، بالغ شد بالاخره. نمیدونم چی شد هورمونهاش تراوش نمود و شکفت، بعد دیگه نمیتونستی بهش بفهمونی که بشر، لااقل عکس برهنه میدی با صورت نده، یهو دردسر نشه برات. میدونید، 

شکفته بود عجیب. همین که اول گفتم، حالا یک لذتی را درک میکرد، گایید همه را از بس جبران مافات  کرد...

دارم دینامیک میخونم. همین درس که منصور مصری زیرش زاییده.

رفته به استادش گفته بجا امتحان پروژه بده، یا کتاب باز باشه، طرف ریده بهش😄

فکر کرده دانشگاه غیرانتفاعی مصر اومده، معدل بیست بشه...

حرومزاده بورسیه منو خورد. عوضی. 

کمکش کردم کلی سوال از سالهای قبل همین استاد براش پیدا کردم بخونه امتحانشو خوب بده، دشمنی ندارم منتهی،واقعا ستم شد بهم...