خیلی بد خواب شده ام. مدام خوابهای آشفته میبینم. دیشب داشتم گلدونهای خونه بابام که اغلب خشک و بی اب مونده بودند آب میدادم. زنده بودند ولی، به وضوح داغون و خراب.

یک مارمولک سیاه با دمی مملو از گره و با قابلیت پرواز، مدتها اذیتم کرد، تو یک ژانر دیگه از خوابم...

 باید شراب بخرم گمونم...

بیست درصد الکل،

قبل خواب ...