زن جماعت
ببخشید اینو می گم ها، منتهی،
زن جماعت نباید رهبر بشه!
امروز رفت ام پیش این خانوم چیه، که ببینم پس حالا که داده هاش ناقص هست و نمی شه روشون کار کرد، تکلیف چیه.
برای دومین بار، اینقدر زر زد، اینقدر زر زد، اینقدر زر زد، که خسته ام کرد!
نه که بگید نفهمید من برای چی رفته ام ها. از قضا خیلی باهوشه منتهی، زن است دیگر! با فک زدن ارضا می شه!
وعععععععه که بترکی!
خیلی تا اون حرف می زد فکر کردم خدایا چطوری به این بگم بسه، برگرد سر موضوع!
فقط یکبار تونستم بهش بگم اینها که شما می گی خیلی پیش رفت است و من مبتدی ام!
گه خورد. تمامشو بلد بودم! منتهی باید افسارشو می کشید که خب اثر هم نکرد! تا از دوران دانشجویی اش تااااااااااااا بعضی یافته های مسقره اش برام نگفت، ول نکرد. خدا رحم کرد ماسک هم می زنیم همه و اکسیژن بهش نمی رسید!
سرجمع ماجرا این شد که باز من افتادم اول خط. انگار اومده ام اینجا بازی منچ و مار و پله دارم می کنم با اینها! کمتر از دو هفته وقت دارم که یک مرور جامع رو کارهای قبلی بکنم. بعدش موضوع چیه؟ یک چیز وحشتناک مرتبط با مسال ارتعاش و دینامیک خلاصه! گاو زیرش می زاد چه برسه به من.
قبول کردم.
واقعیتش اینه که فکر می کنم پول کافی برای تمام کردن دوره را نخواهم داشت پس مهم نیست که می شه یا نمی شه، تو سخت ترین مسیر هم که بندازند بهرحال بیشتر چیز یاد می گیرم! می زنیم می ریم پیش!
ولی اعصابم تو هم است شدید...