عین زنبور عسل که مورد تهاجم واقع شده، دارم چیزهایی که دارم را میخورم، قبل سفر!

البته اگه ویزا ندن، باز میرم خرید عمده بعد.

پلو عدس گذاشتم، با کشمش و کلم!!! 

زردچوبه ام تمام شد  و بی زردچوبه زندگی مشکله یکم!

زردچوقه! من مینویسم زرد چوقه، این اصلاح میکنه زرد چوبه!  خب خر! اگه نمیخواستم خودم بلد بودم اونجوری بگم!

خیلی به زندگی فکر میکنم...

من پولهامو خرج کردم

همکارها ذخیره!

کی برنده شد؟؟؟

اقلا احساس بازنده بودن ندارم منتهی، چی شد واقعا؟

اگه همین امروز هر دوی من و فلان همکارم که الان دوتا خونه داره مثلا، کرونا بگیریم، پاسخ تفاوت میکنه؟

آینده تر چی؟؟

زندگی کردن برای جمع کردن مال،  درسته؟

از اونور، زندگی کردن با نداری، دشوار نیست یکم؟

آیا منم باید بچه درست میکردم و الان نگران بچه هام میبودم تا زندگی سبکسرخودم؟!

ما چه کردیم برای والدین که بچه هامون برای ما بکنند؟؟

چی میشه بعد؟

من پولدار میشم؟؟ 

خیلی پول دوست دارم! نداشتن واقعا زیستن را دشوار میکنه...