بی اعتبار...
خب،
175 یورو، پول زور رفت تو پاچه ام!
صد یورو، بخاطر بالا زدن قبضها طی این مدت سهم من شد،
در واقع هزینه استخون جوشوندن این شعبون استخونی، و سه بار در روز دوش گرفتن مارقوز و حموم زنونه رفتنهای آرتور و ...
(دقت کنید که هیچی اش را خودم گردن نمی گیرم هاااااااا! هممممممممه اش تقصیر بقیه بوده است! خخخخ)
75 یورو هم برای اینکه کرایه کل ماه را باید بدم، ولو اینکه منزل نباشم و تخلیه کرده باشم.
بعد یک گور به گور شده ای که نفسش از جای گرم بر میاد می گه پاسپورت ایرانی از این هم بی ارزش تر بشه، مهم نیست.
بله برادر من. منم اگه سرم به آخور بود، برام مهم نبود و سه روز پیاپی سر یک قرون دوزار چونه نمی زدم با یک زبون نفهم!
درست می گی برادر من، چون شما نمی فهمید اصلا هیییییییییچ مدرک داخلی، اعم از دانشگاهی، یا تایید شده توسط وزارت علوم، یا وزارت خارجه، یا دادگستری، پشیزی ارزشی نداره اینجا و حتی تمامشونم که با هم یک برگه را امضا کنند، باز هم ارزشی نداره!
و بجز پولی که باید بابت تک به تک مهرهای استامپی به این نهاد ها داد، که سرقت داخلی است،
هر مدرک 12 یورو فقط باید به سفارت کشور خارجی بدی که اعتبار مدرکت را تایید بکنه...
تازه اگه کشور مطلوب تو تهران سفارت خونه داشته باشه وگرنه که باید آواره دبی و ترکیه و مالزی بشی...
بجز هزینه های رفتن و برگشتن و زنگ زدن و مرخصی و ترافیک و تصادف و ...!
تازه بعد که با این همه هزینه میاری اینجا، می برند ارزیابی ات می کنند، نمره معتبرترین دانشگاه ایرانی از نمره فلان دانشگاه خصوصی در دارغوز آباد کمتر ارزیابی می شه، خودت که دستت به جایی بند نیست، سفیر و سفارت خونه ات هم در "شرایط حساس کنونی" است همیشه و مشغله هایی داره بیش از مسئله یک عالمه گریخته از وطن!
طفلک دختره می گفت پارسال که یک هفته اینترنت را قطع کردند، من مصاحبه داشتم برای پذیرشم، بعد از سالها تلاش کردن و پیدا کردن اسکولارشیپ!
خب معلومه دنیای این دانشجو از دنیای اون گردن کلفتی که شهوت قدرت کورش کرده، سواست!
مشخصه که نمی فهمند همو.
بعد هم میای می بینی ساده ترین چیز اینجا اندازه سه تا حقوق یک ماه کسی هست که تو ایران کار د اشته باشه! حالا اونها که جویای کار هستند که به کنار!