آقا منصور خیلی پکر بود بابت نمره 12

میگفت روم نمیشه به خانوم مون بگه 😄

اینقدر که این خانوم هواشو داره و عین معلم خصوصی، براش وقت میذاره. منم عین بچه زن بابا، ولو ام. هیییییییچچچچی حتی نمیپرسه چکار میکنم. یا بهش مقاله و گزارش میدم، نمیخونه اصلا.

دیروز، کک انداختم به تنبونش که مجدد امتحان بده!

فکر میکنه بهتر میشه.

ولی، عمممممرا.

البته همون خانوم مون نمیذاره به طبع و بهش میگم همین نمره کافیه ولی، آگه میداد هم بد نبود.

یحتمل یک جلسه قبل از سفر با خانوم مون بذارم. چندتا سوال براش دارم که ناچار بشه اونم بره و همپای من کتاب بخونه... هرچند، سوالها، از تناقضات داخل کتابهاست اصلا!

وای به حالش اگه درک نکرده باشه ماجرا را. گوز پیچ میشه.

مثل من، الان...