بزرگان باغ وحش!
باز دم انتخابات شد و یک عده بی حیا و دزد افتادند به دریدن هم.
امروز می شنوم که نیشکر هفت تپه به دولت برگردونده شده است، عملا تبلیغ برای کاندید اصلی!
شنیده ام پرونده قاچاق شصت تن طلا (!) به دادگاه داده شده است!
فکر کنید کشوری که یک قلم سرقت ازش شصت تن طلا باشه، حقمونه که نون برای خوردن نداشته باشیم.
شنیده ام که یک خانومی اعلام کرده که پسر اکبر شاه کونش می ذاشته است و دادگاه دارند الان
شنیده ام که پرونده شهرداری تهران باز رو اومده و اینبار اسم رئیس مجلس بعنوان متهم اول است!
اصلا خدایی جمع بزرگان قوم، یک باغ وحشی است که آدم می مونه مگه این مملکت آدم نداره! والله اگه کسی به یک قلم از اینها متهم باشه حتی، نمی گم مجرم، متهم باشه حتی، باید باقی عمرشو تو راهروهای دادگاه طی کنه! اینها چطور برای کرسی و مقام بالاتر دارند می جنگند! واقعا ملت چرا مسخ شده است؟!!!
نمی فهمم.
هیچ سرم نمی شه به قرعان.
با نلسون حرف زدم. یک پسر ضعیفی است مشابه خود من، رنگ سیاه، مسیحی. البته تو چاه مسلمون تلمبه می زنه گویا و مشکلی با هم ندارند. می گه پروپوزال دادم، سارا، استادش، رد کرده گفته اگه می خوای خودت برای فاند اقدام کن من موافق این نیستم!
یکی نیست بگه زنیکه گه! خرجی داشت برات؟ می ذاشتی بچه ثبت کنه، فوقش در نمیومد! اما نه که اینجور همه امید را نا امید کنی خب.
دیروز پیش رئیس بخش بودم. برای اون بورسیه ای که برای سازه گذاشته بودند رفتم ببینم امکانش هست خودم مشارکت کنم یا نه.
حرف پیش اومد، بهش یک مشت از نقطه نظراتمو گفتم. فایده ای که نداره منتهی، گفتنش بی ضرر بود.
اون سیستم ارزیابی مدارک خارجی ها را کاملا می دونست که غلط است منتهی می گفت نمی تونیم کاری اش کنیم. می گفت قدیم دو تا نمره عین هم از یک دانشگاه خارجی میومد، هر دانشگاه ما یک عددی برای خودش اونو ارزیابی می کرد! بخاطر همین یک فرمول دادند برای کل کشور!
می گم خب چرا رده دانشگاه را لحاظ نمی کنید؟ می گه می کردیم. بعد گفتند مصداق تبعیض و نابرابری است! حذف کردیم! اینه که اگه کسی سودای این سمت داره بجای کنکور و دانشگاه سراسری برده یک موسسه معدل بیست بگیره، بورسیه دکتری اش تضمین شده است اینجا، تقریبا!
گفتم بهش من شش تا درس داشتم فقط یکی اش کلاس داشت. برای بقیه بهم کتاب دادند گفتند برو بخون بیا ازت امتحان بگیریم! خب خونه خودم می خوندم اگه دکتری گرفتن به مطالعه آزاد بود! اینو خبر نداشت. تشکر کرد. البته حالا می ره یک بلایی سر دانشجوها میاره که از این به بعد باباشون در بیاد.
بهش گفتم آقا تو سایت نوشتید دکتری سه ساله است. الان هرکی می بینم دفاع می کنه هفت سال و نه سال است، بچه ها طی سه سال فقط واحدهاشونو پاس می کنند. گفت آره اینم درسته چون دانشجوهای بومی بعد از یکی دو سال می رفتند و می رن کار پاره وقت می کنند طول می کشه. منتهی عادت شده و اساتید اجازه نمی دن کسی زودتر از اونها هم فارغ بشه!! گفتم دمت گرم با این حساب!
بهرحال . اینم از آخرین اصلاحاتی که از دستم بر میاد! چه کنیم دیگه.
امروز صاحب خونه هم اومده بود. یعنی دیشب اجازه گرفت که بیاد و اتاق را نشون یک سری عمله و بنا و لوله کش بده. می خواد تغییرات ایجاد کنه و از جمله اتاق من بشه توالت، و توالت بشه یک اتاق! حالا عصاره اش اینه.
سه تا آدم گنده اومدند. عین پیمانکارهای شکم گنده خودمون. فرقش این بود که دفتر و خودکار داشتند و یک چیزهایی می نوشتند. قطعا می شه. پیشنهاد خودم بود این تغییر منتهی بی چشم و رو هزینه این مشاوره ارزشمند را نمی ده. خیلی تغییر خوبی است . اونقدر که از ذوقش، سر ده روز بنا آورده ببینه!
خوبی اینها اینه که امروز که اومدند و دیدند، همه از بنا و لوله کش و نجار و خلاصه هر تخصصی که بگی لازم هست میان، می بینند، هماهنگ می شن با هم، بعد دو سه روز تمامشون زنجیر وار میان می چسبند به کار تمامش می کنند و می رن! واقعا تحویل می دن! اگه بگی یک تکه مصالح هم رو زمین بندازند، نه. تخریب را با سطل می برند تو ماشین خالی می کنند، شن و ماسه و آجر را هم همون پشت ماشین، شما بگیر پشت یکسری ماشین از نیسان بزرگتر، حمل می کنند و اصلا چیزی رو زمین نمی مونه ازشون.
خب. بسه دیگه. خسته شدم.
شبتون نیکو.