میراث
سری دوم لباسها را گذاشتم که ماشین بشوره...
ملحفه ها، و هر آنچه شستنی است.
تمرین رخت بستن از جهان!
گذاشتن و گذشتن!
چیزهایی نیستند که بگم دوستشون دارم. بجز یک پتوی مسافرتی که از سیستان، دوستم برام آورد و تقریبا هیچوقت جدا نشد از من...
میخوام پیرهن هامو هم نبرم! دو سال تن کردمشون، بذارم و بگذرم. بسه برای یک پیرهن...
اتو، پلوپز هم، از چیزهایی هست که میذارم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت 3:25 توسط آرش
|