ساک دوم را هم، کمابیش جمع کردم.
تقریبا همه لباسهامو باید بریزم دور، چون جا ندارم!
کی اینهمه چیز جمع شد؟!
چقدر سخته گذاشتن بعضی چیزها که مثلا یک روز تمام وقت گذاشتم کلی راه رفتم بعد خریدم آوردم، با یک عالمه خاطره به طبع...
مشکل اینه که ماها جمع میکنیم. چیزی از اوج بیفته هم، ولش نمیدیم! تا در هستی هستیم و هست، بهش بندیم...
بریزید بیرون وسایلتونو، فقط یک چمدون بزرگ نگه دارید، بقیه را بدید بره...
حس،
و تجربه ویژه ای است...
نسبتا دشوار!
بعیده از عهده بر بیاید حتی...
من که نتونسته ام هنوزم...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت 17:58 توسط آرش
|