علم
من سالهاست تلویزیون ایران را نگاه نکرده ام
الان، برنامه ای داره از تلویزیون کفار پخش می شه، که طرف داره تو یک منطقه سرسبز، لای علفها، گل می کاره!
به نظر احمقانه میاد منتهی،
یکم که دقت کردم می بینم داره می گه زنبورهای عسل فلان گل را خیلی دوست دارند!
توضیح می ده که از فلان گونه، چه مدلی اش را بکارید که زنبور را بیشتر جذب کنه!
کدوم گل روی طعم عسل اثر بهتری داره!!
و این دقیقا چیزی است که من از علم، بهش نظر دارم! اینکه حضرات به طرز ابلهانه ای آویزون نشده اند به اینکه عیسی گفت فلان گل، گلی است از گلهای بهشت! یا مثلا مگس، اولین وز وزویی بود که به من ایمان آورد! رفته تحقیق کرده که اگه عیسی گفته فلان گل خوبه، چرا خوبه، برای چی خوبه، چرا عیسی اینو گفته، کجا اینو گفته و هدفش، هدف دنیایی اش دقیقا، چی بوده از کلامی که گفته است.
اینه که الان فهمیده فلان حشره برای تخمگذاری به چه علفی احتیاج داره، برای محصول ساختن به چی، برای تنظیم چرخه طبعیت چه حسنی داشته است...
اینه که باغ لیمو می بینی درخت ارتفاعش از قد آدم کمتر است، هر درختش اینقدر لیمو داده که یک توده زرد فقط دیده می شه!
و ما، بسیار گمراهیم که دنیا را نساخته، دنبال ساختن آخرتمونیم! انگار بگی کسی هدفش رفتن روی پشت بام باشه اما در ساختن نردبان، هیچ تلاشی نکنه و چه بسا ساختن اونو مصداق کفر و ... بدونه. هر روز بشینه نگاه آسمون کنه و دعا کنه که بشقاب پرنده و شهاب ثاقب و این نیروهای غیبی بیان ببرنش بالا!
بشین عزیزم، تا بیان!