تقریبا شاید هرکی فقط وبلاگ منو بخونه هم بفهمه اخلاقیات کوفتی دارم که از جمله اش اینه دم سفر، به هم میریزم، استرس میگیرم و از مدار حوصله خارج میشم. بماند که کارهای خیلی زیادی هم همیشه برای این بازه از زمان هست و واقعا فرصت، و دل و دماغ کافی برای کارهای معمول زندگی خیلی کم است.

چندنمونه واکنش دوستان را اینجا بگم تا بفهمید تفاوت آدم تا آدم چقدره و خود حضرات هم تو آینه ای که پیش روشون میگیرم، خودشونو قضاوت کنند. صد البته که نه عذر خواهی است و نه تعبیر دیگه ای بهش میشه کرد.

یکی نوشته که،

Salam khob be salamati residio .... havasam bood ama goftam bezar halesho bebare baad beparam vasat

خب، این، نمود یک آدم باشعور است به طبع. شاید نه اونقدر وابسته یا صمیمی که دلشوره بگیره همراه آدم و خودش بشه یک نگرانی. یک حد معقولی از رفاقت.

بکی دیگه نوشته:

میدونی جایی ک بدونم کسی منو نخواد نمیمونم.یا اینکه به زور جوابمو بدن. خداحافظ 

خب به تخمم! حالا در حالی است که من وسط همه کارهام پ دل مشغولی هام، جواب ایشونو مدام داده ام. از محاسبه مساحت ذوزنقه برا بچه فامیلشون تاااااا همین سلم احوالپرسی ها. ولی خب، آدم است دیگر. فهمش و حسش، اینقدر است. میشه گفت محبتش، یا انتظارش... 

بهرحال 

یک عده دیگه هم هستند که کلا یک طرفه است رابطه ما. من اگه بپرسم، اگه پیام بدم، در اولین فرصتی که میتونند جواب میدن ولی هیچوقت محبت و حس خودشونو بروز نمیدن که اونها شروع کنند. مطالبه ای نیست البته. خویشی به خوشی، سودا به رضا. فقط خواستم یک گروه هم برای این دسته معرفی کنم و چندتا از رفقا که میدونم محبت دارند اما هنر ابرازشو ندارند را هم بذارم جزو این دسته. اینها را وقتی بهشون پیام بدی که دستم بنده، مینویسند بای. قهر نمیکنند ها، ولی میره که شما به کارت برسی فقط فکر میکنند سفر آخرت رفته ای، دیییییییگه همینطور تو حالت بای میمونند

چه جالب! استندبای از همینجا اومد 😄

یعنی در حالت بای، باقیمانده! خخخخخخخ مزه داد.

اینها را تا انگولک نکنی دیگه هنر اینو ندارند که رابطه شونو حفظ کنند. انگار جزو اشیایی هستند که تو مکان قبل میذاری و میگذری ازش... پس تو این گروه دو دسته جا شدند

و نهایتا، یک عده زیادی اند که بود و نبود تو براشون علی السویه است😄. بالغ بر دوهزار نفر که تو آمارگیر پیدا میشن، اما روهم دیگه، همه، بک ذره هم وجود ندارند...