استخدام وزیر بازنشسته
من فقط به ملت می گم که امیدتونو از دست ندید! همین و بس!
یک نگاهی به تاریخ معاصر که بندازید حتی، می بینید که دوران حضرات به سر اومده است! شوروی یادتونه؟ قدرت نظامی برتر بود. به آمریکا تنه می زد، منتهی در تامین مایحتاج اولیه زندگی مردمش در مونده بود! اینها هم سر هر بحثی می شه توش مونده اند، الان هم گویا برق! یعنی در هزاره چندم، یک کشوری نتونه ثبات داشته باشه در تامین برق، به هر دلیل، این یعنی نابودی و ناتوانی اون نظام! چه نظمی، چه مکانیسمی؟ این لغت هم از لغتهای شهیدشده است که به یک مجموعه بی نظمی، کسی بگه نظام!!! می گه وزیر مادام العمر نفت گفت من تو دولت بعدی از همه سمت ها کناره می گیرم و روزی دوازده سیزده ساعت کار می کنم که خرج زن و بچه ام را بتونم بدم! یعنی اگر سالوس و ریا باشه، این تهش است، اگه اقرار به شکست باشه، این تهش است، اگه بیان حال حاضر ملتی باشه که یک عمر به یک کارمند دون پایه وزارت نفت حتی حسرت می خوردند، این تهش است. وزیر، در سن بازنشستگی، باید بره کار کنه!
من حاضرم بهش کار بدم! هر شهری هست، مهم نیست. من یک گاری می خرم، سبک هم می خرم که پیرمرد اذیت نشه. اینو می بندم به وزیر، وزیر صرفا راه بره و شهر را کوچه به کوچه و خیابون به خیابون طی کنه. هشت ساعت در روز راه بره فقط. یکساعت هم ناهار و نماز هرجا خواست استراحت کنه. چیزی هم لازم نیست تو گاری اش بار کنه. فقط تفننی، تو خیابون بچرخه برای خودش، اما اون گاری را دنبالش بکشه!
عین شرکتهای ایران پیما و تی بی تی و همسفر، ارابه ها را می تونم گسترش هم بدم و بقیه اصحاب دولت را که به مجمع تشخیص دعوت نمی شن، چون اشتغال همزمان به دو حرفه قانونا خلاف است، اونها را من به گاری می بندم. حقوق مصوب اداره کار را با حق بیمه و سنوات بیست و ششم هر ماه به حسابشون می ریزم! درخواست ها را ذیل همین پست بذارند، با رزومه کاری و معرفی نامه از حسن. فعلا گاری ها کم است، اولویت با ثبت نام کننده های اول است.
یکروز پوشک، یک روز برق، یک روز انسولین، یک روز روغن، یک روز مرغ، یک روز گوشت گوسفند... فقط رو دارند! فقققققققققط رو!