سیب
شماها، سیب را چطوری می خورید؟
من، فقط چوب سیب از پیشم می مونه!
یعنی پوستش و گوشتشو که می خورم هیچ، هسته هاشو هم عین تخمه می خورم، اون تخمدونهاشو که هسته ها توش هست را هم جزوی از سیب می دونم و فقط گاهی که پوسته سفتشون دیگه خیلی خودنمایی بکنه اونو می اندازم بیرون منتهی، تا بیخ بیخ چوب سیب، خوردنی است به نظر من.
حالا، یادتونه تو کتابها وقتی می خواستند در خصوص اسراف آموزشی بدن، که البته فقط آموزش به رعیّت بود که اسراف نکنند که بیشتر بمونه وگرنه خودشون در غارت اموال مردم و کشور از اسراف هم گذشته اند، ولی بهرحال همون آموزه ای که به ما می دادند برای نکوهش اسراف، یک سیب را می کشید که طرف گاز زده دورشو خورده و تقریبا یک سوم وسطشو که شکل دمبلی هم شده،دور انداخته است.
در کشور اسبق، مردم همچنان همون شکلی سیب می خوردند! از استادم که موقع امتحان گرفتم سیبشو در کرد و قاااااااارچی گاز زد، تا خانومه که کنار پیاده رو نشسته بود و یک سیب به بزرگی سینه خودشو گاز می زد، تا ته مانده هایی که گه گاه تو مسیر می دیدم...