سر کوچه، یک سطل فلزی بزرگ هست که گویا کفش و لباس اضافه را ملت توش می ریزند که بازیافت بشه و ارسال بشه آفریقا.
دیوار مهربانی مردم اینجا برای سایر مللی است که استثمارشون کرده اند. مال ما برای خودمون.
گویا یک سری مغازه هم هست که اگر کسی چیزی را لازم نداشته باشه می بره می ده به اون مغازه.
مفتی.
مغازه مزبور اون چیز را تر تمیز می کنه و قیمت می ذاره روش و می فروشه!
تا اینجاش یکم بلاهت توشه بخصوص که گویا یک عده ای تعصب دارند که تا حد ممکن برن و از این تیپ مغازه ها خرید کنند.
منتهی،
گویا درآمد اون مغازه ها هم می ره برای یک خیریه.
خلاصه که خیریه ها اینجا با خیریه های زن قالیباف فرق داره. انگار پول تزریق نمی شه توشون از شهرداری، یکم چرخه تولید پولشون هم طولانی تر است و هم تک به تک آدمهای خیّر باید ایفای نقش کنند. حتی با جمعیّت خیریه خوش نام و منحل شده امام علی هم که نفهمیدم چه تخلفی داشت، چون گویا نداشت، فرق داره مکانیسم کار...
بهرحال.
گفتم در جریان باشید شماها.