باغ شکسپیر
یک گوشه ای از پارک، با نرده جدا شده بود و خیلی بی مشتری تر بود از باقی جاها.
جلوش، کنار در، یک تابلو زده بود که می گفت ورود سگ ممنوع است و هزار پوند جریمه داره!
کنجکاو شدم که این چیه! اگه اینهمه مهمه چرا هیچ طالبی نداره!
تابلو اش را پیدا کردیم. باغ شکسپیر بود اسم اون بخش.
کل حکمتش این بود که گلهایی را که شکسپیر تو نمایشنامه هاش اسم برده بود ازشون، تو اون دو وجب جا کاشته بودند!
تصور کنید،
بعد ما اینهمه مقبره و آثار باستانی داریم که از ترسمون ریدیم به خودمون و از قضا سالگرد و مناسبت تقویمیشون که می شه نیروهای بازدارنده را گسیل می کنیم که کسی نره و نبینه و نشنوه و نفهمه!
ای خاک بر سر حاکمان بی مقدار ما که اونقدر گند زده اند که از جلادترین سلاطین گذشته هم واهمه دارند چون می دونند حتی با اونها که قیاس بشن، روسیاه می شن ابله ها...
+ نوشته شده در دوشنبه دهم خرداد ۱۴۰۰ ساعت 2:21 توسط آرش
|