افسار سر خود
استادم رضایت داد!
قدیم، وقتی از کسی امید برمی داشتند و از پسش بر نمیومدند، می گفتند افسارشو زدیم سر خودش!
وقتی یک جوونی را زن می دادند هم صادق بود.
یعنی دیگه کسی سر افسارشو نمی کشه! افسارش سر خودش است و هر گهی خواست خودش می خوره!
منم خیلی وقت است که افسارم سر خودم است! و ناراضی نیستم راستش. خیلی خوب بود اگه ازم کار می کشیدند و اینقدر گشاد گشاد کار نمی کردم ولی، بهرحال اینم یک گزینه است.
تفاوت من با بقیه اینه که بقیه به شدّت دوست دارند برگردند کشورشون. عجله دارند در اسرع وقت کار تمام بشه منتهی، من با همه علاقه ای که به برگشت دارم، برخلاف اونها، هیچ افقی و هیچ آینده روشنی جلوم نیست. نه فقط من، برای ایرانی ها همه همینه. زید دوستم که هوایی اش کردم رفت آلمان، ماهانه حدود صد میلیون تومن به پول ایران حقوق می گیره. تو ایران، تو تمام عمرش اینهمه پول جمع نکرده بود! تازه، واکسن هم زده، لابد!