امروز، به نام D-DAY سالگرد شکست نبرد نورمندی است.

ایقدر که فهمیدم آلمان هیتلری، 22000 نفر انگلیسی و فرانسوی را له می کنه.

درحالی که در آلمان کسی این روز و این پیروزی مطلق را جشن نمی گیره که برعکس، ازش شرمنده هم هستند،

اینجا یادمان ساخته اند، گل می ذارند، بازمانده ها را دعوت کرده اند، همه مرتب، نظامی، هیچ یاوه گویی هم عین سگ عر عر نمی کنه برای جمع که برعکس، دو دقیقه سکوت اعلام کردند و با ادای تاج گل، خلاصه پیام میهن پرستانه حضرات را قرائت کردند:

برای فردای شما، ما امروز خود را می دهیم!

درست عکس پیامی که این روزها در گوش خیلی ها آشناست که عملا می گه ما بخاطر فردای خودمان امروز شما و فردای شما و 25 سال بعد و بلکه باقی سالها و منابع و اعتبار و محیط زیست و سرزمین شما را می دهیم!

روزگاری ملت باید محسن رضایی و باقی رضایی ها را برای اعتراف به حقیقت بیارند و بعدش هزاااااااار بار اعدامشون کنند،

بجای اینکه بعنوان کاندید ریاست جمهوری، صلاحیتشون را احراز کنند...

ما هم به این روزها که یادمان شکست را برای درس گرفتن و برای ادای احترام به قربانیان بزرگ بداریم، خواهیم رسیدن!

هر نفسی که کشته شده یک خسارت است. کسی به بهشت نمی ره بعد از مردن که اگر اینچنین بود آخوندها و معممین الان تخمشون از رو زمین برچیده شده بود.

اینو دیگه کسی شک نداره فکر می کنم.

حتی تو، جوجه بسیجی شستشوی مغزی شده عزیزم...

شما الان باید سر درس و مشقت باشی عزیزم که یک افغانی تبار نفر اول المپیاد دانشجویی کشور نشه! 

نه که بد باشه. افاغنه عزیز بسیار هم بزرگ باهوش انسان و متشخص اند. بحث اینه که شما کجا بودید؟ چه می کردید؟ از آموزش گریخته اید، درکتون می کنم. سخته. منم یک دقیقه که بشینم سر درس، یا گشنه ام می شه یا چای می خوام یا سردم می شه یا...

دیگه هیچ بهانه ای که پیدا نکنم، شاشم می گیره!

فقط برای اینکه گریز کنم از درس!