بیمه گر یا بیمه گذار؟
آقاهه که اونروز باهاش تصادف فرمودیم و بنز داشت، دیروز بهمون زنگ زد، گفت رفته ام تعمیرگاه و گفته اند 220 پوند خرج داره تا ماشینمو درست کنند.
حالا تصور کنید کلا پلاک را با 15 پوند می شد خرید! این نمی دونم چرا همچین کیسه ای دوخته بود. واقعا قیمت را چک کردیم 15 پوند بود. بهرحال.
آبجی بهش گفت که اگه اینقدر شده، ترجیح میدم بیمه پرداخت کنه و طرف رفت که به بیمه خودش اعلام کنه بعد اون بیمه با شرکت بیمه کننده ما تماس می گیره و بهرحال خودشون بده بستان می کنند و نهایت زمانی که ما برای تمدید بیمه می ریم مثلا تخفیف عدم خسارت را بهمون نمی دن و ...
امروز، به توصیه دوست و آشناها، آبجی زنگ زد به شرکت بیمه خودش که قضیه را عنوان بکنه. حالا اصل ماجرا از اینجاست.
اول که شماره را گرفت یک ماشین شروع کرد به پاسخ دادن، از همینها که اگه فلان شده دکمه یک را بزنید اگه بهمان شده دو را منتهی، جمله اولش این بود که شما با بیمه فلان تماس گرفته اید، کل هزینه های این تماس به عهده شرکت بیمه است.
دقت کنید!
کل هزینه های تماس را اعلام می کنه که به عهده شرکت بیمه است. بعدش، ماجرا پیش رفت تا بالاخره به اپراتور رسید و یک خانومه برداشت و شاید حدود نیم ساعت خیلی محترمانه انواع اسم و آدرس و شماره بیمه و ... را چک کردند و بعد شرح ماجرا را ضبط کرد و بعد آنچه فهمید را تایپ کرد و همون موقع ایمیل داد لینک فرستاد که عکسها را بارگذاری کنیم و طی تمام مدت تعلیم هم می داد که مثلا لازم نبود شماره بیمه را به طرف بدید یا اینکه بیمه همه را پرداخت می کنه اگه شما مقصر باشید (البته زر می زد واینجا هم گویا تا 250 یورو فرانشیز با مشتری است) و جالب بود که نه فقط اطلاعات تصادف، که حتی اطلاعات من که همراه بودم و خانوم اون یارو که همراهش بوده را پرسید و هرچقدر که بلد بودیم را گفتیم و ثبت کرد.
به آبجی می گم برام پرونده درست کردیااااااا! می خنده.
در این بین دقت حضرات به جزئیات، عدم طفره رفتنشون و اطمینان خاطر دادن به اینکه بیمه پرداخت می کنه، شاید از بزرگترین چیزهایی بود که به چشمم اومد. به قول طرف استوری از جانب ما ثبت شده و اگه اون اقدام بکنه و از جانب اون هم ثبت بشه و به جریان بیفته ممکنه اگه سوالی باشه باهامون کانکت بشن و تامام!