از مامانم می پرسم چه خبر از واکسن؟

میگه بسیج، شروع کرده برای بالای هفتاد و هفت ساله ها واکسن می زنه...

و من فکر می کنم در حالی که اینجا، فراخوان واکسن به محدوده سنی 12 تا 18 سال رسیده است، تو کشوری که زمانی اوّل بود تو دنیا، الان، تازه هفتاد و هفت سال...

بعد، همزمان فکر می کنم چه نیّتی پشت این ماجراست که قراره همه چیز را از ریل خودش خارج کنه و ببرتمون به سمت اجتماعات قبیله ای؟ مگه این مملکت وزارت بهداشت و درمان نداره؟ چرا بسیج میفته وسط بحث واکسن؟ چطوریه که بیمارها را می برند بیمارستان، زمانی که ترس و خطر وجود داره و بار فضا منفی است مردم به بیمارستان فکر می کنند اما زمانی که بحث واکسن باشه یا ماسک، نهادهای غیرمرتبطی میان وسط مثل موسسه فلان امام یا بسیج مثلا؟

بسیج چه تجهیزاتی داره که وزارت خونه عریض و طویل بهداشت و درمان نداره؟ و اگه جایی تجهیز شده، چرا بهداشت و درمان نشده؟ طبعا بسیجی ها سوزن نمی زنند! یعنی شما باید کادر را از وزارت بهداشت و درمان بگیری، بفرستی از زیر تابلوی بسیج دخول کنه، به مردم واکسن تزریق کنه. خب چرا؟! نیروی انتظامی تو همه جوامع نقش مشخص داره، بعد به ما فرمان آتش به اختیار می دن! این بجز حرکت خلاف نظم، خلاص ساختار، خلاف آنچه همه به اون سمت می رن، چه هدفی داره که از درک من خارج است؟

درک نمی کنم و صد البته بهم هم گفتند که بیش از اینها زر نزنم! فی الواقع من که اقناع نشده ام که، نهایتش اینه که بروز ندم! خب بروز که ندم چی می شه؟ می ترکم!

باشه. 

سعی می کنم.

فعلا که حافظ را تو گور لرزوندم و پیام تبریک گوشه وبلاگ زدم! تا کم کم، ترک  عادت کنم...