یک گاهی، یک کلیپ هایی می رسه که مثلا آمار واقعی به نقل از مورچه ساکن در وزارت کشور یا حسنقلی آبدارچی فلانه فرد یا در کل یک منبع موثق.

من میخوام بگم این بیراهه است که می ریم!

آمار واقعی را خود حضرات هم به نظر من ندارند! شما اگه حین رانندگی  هم ترمز بزنی هم دنده را سنگین کنی، هم شیشه ماشین را پایین بکش هم مثلا در را باز کنی پاتو بذاری زمین یا بکنی لای تایر، اونجوری که  دوچرخه ها را قدیم بچه ها نگه می داشتند، چون چندین سیستم را همزمان درگیر کرده ای هیچوقت نمیتونی بفهمی سهم هر کدوم چقدر بوده در یک ترمز موفق! هیچ دو باری هم مشابه هم نمی شه. این که یکسری کلیپ (لابد ساختگی) درمیاد که یارو پونزده تا برگه رای را با یک دستخط نوشته و عین کون طاووس پرشونو باز کرده و ازشون عکس گرفته، اگه یک زمانی خدای نکرده واقعیت داشته باشه، یکی از همون مصداق هاست! یعنی اگه اینها نبود، مثلا می دونستی که همه را در یک ضریب ضرب کرده ای. واقعی اش برات معلوم بود. یا نه، اسم کاندیداها را آخر کار پس و پیش کرده ای! می دونستی چه گهی خورده ای. ولی وقتی انواع مکانیسم ها را به کار بندازی از دست خودت هم در می ره چه برسه به مورچه لای دیوار یا چمیدونم مگس پرنده یا سایر ابزارهای جاسوسی لذا، آمار واقعی تری از اینکه اعلام شده نیست! همینها را تحلیل بفرمایید، خودش مثنوی هفتاد من کاغذ است و قصه ای پر آب چشم!