وفادار به اصالت
از دیروز بارون ریز قشنگی می باره. بی سر و صداست و از باد خبری نیست. فقط آسمون هاشور ملایمی داره که قشنگ آدم را هوایی می کنه...
قرار بود بریم لیورپول امروز منتهی، هم اینکه بارونی شد هوا، هم اینکه موعد تحویل کفش من امروز افتاد، دیگه من نرفتم. از صبح یک آش رشته قشنگی بار گذاشتم که بوی سبزی تازه اش تمام هال را گرفته است.
هی فلانی، زندگی شاید همین باشد!
کفشم رسید. اولش با جوراب ضخیم پا کردم، تنگ بود!
رفتم جورابمو عوض کردم معمولی پوشیدم، به نظرم رسید یک حس عجیبی است توی کفش. پامو که در کردم، یک تکه مقوا قالبی از تو کفش در اومد!
اون یکی لنگه هم داشت!
مقواها را در کردم،
های وای! قشششششششنگ اندازه است! شماره هشت، مارک کاترپیلار! (اگه کسی خواست کفش هدیه بده، این مشخصات. واید باشه لطفا)
رنگشون، یکم تیره تر از چیزی هست که تو سایت و تو عکس بود. تصور کنید کثیف شده اونی که تو سایت بود. رنگ قهوه د یگه. فکر می کنم با تنبان سفید عااااااالی بشه، و با شلوار سیاه هم همچنین! خوبه. نگهش می دارم. دو سالی بود که می خواستم یک کفش خوب بخرم!!
بالاخره خریدم!
پرتغال این برند را نداشت. همینجا هم تا من اومدم فروشگاهها را جمع کردند و خرید اینترنتی شد که راستش خیلی حال نمی کنم ولی خب، به این برند علاقه داشتم. CAT
از آدیداس و پوما و فیلا و اسکچرز و باقی برندهای کف بازار راستش ،خوشم نیومد. کفش های هویّت داری نیستند. بی شخصیت اند کفشها. فیلا هی سعی می کنی گنده تر درست کنه منتهی، بجای اینکه موقر بشه، به قول ماها هورت و نتراشیده می شه. بقیه هم که فقط نون اسمشونو می خورند به نظرم.
فکر می کنم تو برندهای کفش، تونستم برندی که هویّت داره را پیدا کنم اما، تو برندهای عطر، راستش نه هنوز. دلم یک عطر می خواد با بوی تللللللللخ ماندگار! خیلی مدل دارم یا تست کردم منتهی، به تلخی درونم نمی شن بوها و بعلاوه، تندی از بین می رن...
یک مدتی است دنبال ادکلن Open می گردم. رو اینترنت هست ولی می خوام تو مغازه پیداش کنم و بوش کنم ببینم واقعا اون بویی که دنبالشم، همون بویی هست که خیلی سال پیش که اون ادکلن را داشتم؟ یا ماندگار بود بخاطر همین تو ذهنم مونده است.
بوی تلخ می خوام...
خیلی تلخ!
یا بوی دود چوب!
می دونید؟
نمی تونم بگم. دایره لغاتم مثل آم ابرام کم است...