پاشید بابا. چقدر می خوابید؟!

مگه شماها نماز نمی خونید؟

پس اقلا پاشید شراب بخورید، بلکه قلبتون خوب کار کنه! پاشید!

که بسا گل بدمد باز و تو در گل باشی! پاشو بابا بعدها خواهی خفت! تخخخت! با صورتی چرخانده به سمت قبله مسلمین! کافور در کون مبارک و گوش و دماغ و دهان! پاشید. ما از قدیم صبوحی می زده ایم، شما چرا خوابیده اید؟ ما که می گم، یعنی قوم ما. وگرنه ما خاک بر سرها که در سنّ هزار سالگی شراب را تو مملکت خارجه تازه مزه کرده ایم، صبوحی کجا بود!

گویا صبوحی، شرابی بوده که سر صبح می خورده اند. خییییییلی کار سختی است به نظرم. بذارید سرچ کنم. شاعر می گه

بر من که صبوحی زده ام خرقه حرام است. یعنی خدا باباشونو بیامرزه که حرمت خرقه و حرمت صبوحی را حفظ می کرده اند، نه که با خرقه صبوحی بزنند! رو هم رو هم که بزنی قاطی می شه، بعد فاجعه می شه...