راحت طلبی
از علایم افسردگی، فقط خواب آلودگی را دارم. قبلا فقط ظهر می خوابیدم، از دیروز فهمیدم قبل از ظهر هم اگه بخوابم خیلی حال می ده! یک کیسه آبجوش می ذارم زیر پام، دو تا ملحفه روم، یک بالش هم بعنوان وزنه، به نیابت از وزن دست مبارک همسری مفقود (!) خخخخخخ
خدایی خییییییییییییلی دشوار است حتی تصور اینکه برگردم بازم پرتغال! به آبجی می گم من می خوام پناهنده بشم!! می گه نمی شه. دلایلت را بررسی می کنند اگه موجه نباشه رد می کنند. حالا تو مغزم دارم فکر می کنم که یک دلیل محکمه پسند پیدا کنم، رحل اقامت بیفکنم همینجا!
والله!
غیر از فحش امام و آقا که من اهلش نیستم، کسی راهکار دیگه ای داره برای درست کردن یک پرونده پناهندگی زیبا؟ رد نشه ها وگرنه به گا می رم.
بفرما.
--------------
یک نامردی نوشته که برم بگم کونی هستم!
:))
نیستم عزیزم. نیستم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۰ ساعت 15:58 توسط آرش
|