دیشب، تو خواب، پلنگ بهم حمله کرده بود!

نکرده بود

اومده بود تو خونه و من مثل مجسمه باید تو سه کنج دیوار بی حرکت می موندم که پلنگه خر بشه، بتونم دو روز بیشتر به این زندگی پر افتخار(!) ادامه بدم!!

نمی دونم چی شد که پلنگ تبدیل شد به یک طراح دکور داخلی که داشت جا به جای خونه علامت می زد و تز می داد که کجا باید چی اضافه کنه و چطوری تغییرش بده!

واقعا اینها که خواب راحت ندارند، چه زندگی سگی ای دارند! سردمداران را عرض می کن ها! سگ به روزشون نباشه! مخصوصا این ایام.