مصرف منابع!
رفتم حموم امروز. قبل از دوش گرفتن گفتم حموم را هم تمیز کنم. اینجا کفشور نداره حموم ها. باید با دستمال تمیز کنی هم جا را. فکر می کردم اونجا که کفشور بود ما چقدر آب مصرف می کردیم که کف حموم را بشوریم و بعدش تی را بشوریم تا آخرین مویی که بهش چسبیده هم شسته بشه. اینجا تقریبا تمام حموم را با یک دستمال مرطوب دستمال کشیدم. آخرهای کار، داشتم رو زمین، پشت توالت فرنگی را دستمال می کشیدم که حس کردم کاشی ها لق است. اصلا کاشی نیست! پلاستیک بود! تمام کفپوش که من الان ماهها است دارم فکر می کنم سرامیک است و عین ایران است، یک لایه پلاستیکی بود با طرح سرامیک که دورشو قیچی کرده بودند و یکپارچه انداخته بودند کف حموم! آب ازش رد نمی شد به طبع مگه به کناره هاش می رسید که خب چرا آب برسه به کناره ها. اصلا حموم قرنیز چوبی داره. اونقدر رنگ روش زده اند که لیز و آب بند شده منتهی اصلش چوبی است. کفپوش پنجره ها هم همینطور است. چوب با لایه ضخیم رنگ.
اینها سه تا موضوع کلیدی تو ساختمان سازی، تو مدیریت منابع آب و تو تیشه زدن به ریشه محیط زیست است. ساختمان را سبک که بسازی هم مقاوم تر است در برابر زلزله هم بتن و میلگرد کمتری مصرف می شه تو ساختنش هم خاک طبیعت را و انرژی را به گا نمی دی که سرامیک درست کنی باهاش هم کوه را نمی بری که سنگ قرنیز و درپوش پنجره درست کنی هم نمی تونی سر آب را باز کنی رو زمین و کف بشوری. درسته مصرف چوب بالا رفته یا رنگ بالا رفته ولی، حتی اگه هزینه هاش بالاتر باشه اون بحث ایمنی بیشتر ساختمان را بی شک بهبود داده است. دارم فکر می کنم که ما باید از نو، واقعا از نو، به همه چیز فکر کنیم! سبک زندگی ما باید عوض بشه. از خوردنمون، تا ارزش سبزی خوردن و سبزی آشمون، تا کاشی سرامیک و سیمان و باقی مسائلمون... ما زیادی قدر آنچه داریم را، نمی دونیم. البته که یکی از این چیزها هم وطن هست! چیزی که الان مدتهاست، در اشغال و تاراج است و خود ماها رفیق دزدیم و شریک قافله البته...