این یادداشت خصوصی از یک ناشناسی اومده:

"آدم نباید خودشو تحمیل کنه ، خواسته یا ناخواسته فرقی نمیکنه.یکی هست یه آقایی که یکسال و نیم پیش زنش مرد و داره دنبال کیس مناسب میگرده
از اونجا که خونه ای و ماشینی و درآمدی و کمابیش جوونی داره مسلمه میتونه یه کیس مناسب پیدا کنه، چند نفری هم چشم شون دنبالشه و بهش چراغ میدن
مرتیکه ی خر اونارو نمی بینه، نمی پسنده، گیر داده به من!
آخه الاغ
اگر میخواستم همون روز اول چراغ سبز نشون میدادم !
مثل سگ بی محلش میکنم ، در حد خشونت نسبی باهاش حرف میزنم ( به خاطر شراط کاری)اما الدنگ بازم داره تلاششو میکنه و از رو نمیره!
خلاصه اینارو گفتم بدونی گاهی با سماجت چیزی بدست نمیاد، اگر اونی که میخوای نمیشه باید از یه راه دیگه و یه مسیر دیگه دنبالش کنی
میدونم همینو داستان میکنی واسه همین نه اسممو نوشتم نه عمومیش کردم🤭"

 

اینکه من اینو داستان می کنم که خب نمی دونم یعنی چی. فوقش اینه که نظر خودمو در باره اش می گم.

نظرم اینه که بفرما این آقا که شما را می خواد و از راه اصرار به شما دست پیدا نمی کنه، از چه راهی به شما دست پیدا می کنه. مسیر جایگزین را بفرما.

 

کلا نظرم اینه. شما زنها قانون ندارید. عوضی هستید به یک معنی! همین هست که شما می گی با سماجت به جایی نمی رسه، بنده شخصا یک دوستی داشتم که بعد که به صیغه رئیس محترمش در اومد و هوا داد در شرح تفاوت من با شوهرشون فرمود ایشون خیلی اصرار کرد و من حتی تهدیدش کردم، کوتاه نیومد و سرانجام به چیزی که می خواست رسید! دقیقا عکس حضرتعالی! کاش طرف تخم می کرد گواهی می داد خودش اینجا.

یا نمونه داشتیم مهمون داشتم من، تو خونه، تنها! بهشون پیشنهاد دادم، رد کردند. ما هم عین بچه آدم تجاوز نکردیم بهشون. بعدها که زمان گذشت پرده از مکنونات قلبی اش برداشت که من اگه جای تو بودم می زدم زیر گوش دختر و کارمو می کردم!!! یعنی دقیقا همون عوضی که می گم، اینها مصداقهایی که شخصا باهاشون در تماس بوده ام.

شما هم خوشت باشه. بشین تا یکی که به دلت بود بیاد. 

والله.